....

مردمان این روزها حرف مزخـرف می زنند
روی قوطی هایشان تاریخ مـصرف می زنند
در همایش هایشان از صبـــح تا شب بی هوا
روی پا می ایستنــــد و مال هم کف می زنند
هیچ یک فکر من و ما نیستند و یکســــــــره
روی خود برچسب انسانی موظف مـی زنند
تا بخواهی مــــردمان بی عمل حالا فقــــــط
چار دیواری ســـــرتاســـــر مسقف می زنند
وقت مرگت پا دهد، نامـــــردمان خط خطی
جای حمد و سوره ی تکویرهم دف می زنند
بعد هم در وصف خوبیهای بعـــد از مردنت
حرفهای ساده و بعضـــــــــاً مکلف می زنند
ما به زهر کفر می میـــریم و اینها هی فقـط
روی قوطی هایشان تاریخ مصرف می زنند

/ 9 نظر / 8 بازدید
سایبان

مردمان این روزها حرف مزخـرف می زنند ... واقعا درسته.

علی مظفر

سلام از زشتی نی پلیدی دف گفتند از دوزخ و برزخ مسقف گفتند آقا تو بیا که آبروشان برود بسیار به نام تو مزخرف گفتن سلام از وب خواهرت به تو پل زدم از توگفتنم نرنجی ( اینگونه تربیت شده ام که آدم های مجازی با هم صمیمی اند ) موفق باشی . خوب خواندم مطالب ارزنده ات را درود و بدرود

شالیز

سلام برایتان آرزوی موفقیت می کنم در غزل بسیار توانا هستید هر چند من تغزل موزون نمی کنم مدت ها است البته اما بسیار زیبا و روان بود و لذت بردم موفق باشید

شالیز

سلام می خواستم یک غزلک تمرینی را برای اظهار نظر برات بفرستم بعدش اگه شد منتشرش کنم چه جوری براتون بفرستم ایمیلتون رو نیافتم

mohamad

salam. kheily sheret zibast na az nazare mohtava balke az nazare tosi khob to sif kardi vagheiato neshoon dadi vali vagheiat chizhaye ziba ham dare

علی مظفر

از پنجره های بسته بر می گردم از آینه ی شکسته بر می گردم رفتم برسم سر قرارم تا بعد... گفتند که رفته. خسته بر میگردم موفق باشی خواهرت کافور و تو پسمانده های ... شما را به خدا عینک خوشبینی را هم گاهی با لذت به چشمان قشنگتان بزنید ... حیف نیست این اشعار قشنگ این ذهن هر دم متولد شده این مضامین باریک خیال خودت بگو بگذار بگویمت : اگر گل طبیعی نیستی گل مصنوعی باش

سایبان

مردمان این روزها بیشتر از قبل دارن حرف مزخرف میزنن..

الی

ما به زهر کفر می میـــریم و اینها هی فقـط جای مهر داغ بر سر می زنند!!!