پسمانده های یک ذهن غارت شده


منوی وبلاگ

درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

نویسنده



دسته بندی موضوعی
()

آرشیو
دی ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
مهر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧


لینک دوستان
خاطرات یک خیال متروک
طاعون زدگی (خواهر بانو)
کرگدن
انار
مثل خدا
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

خواب طولانی

ساعت دو است،من مثلا خــواب رفته ام

دیروز پیش دکتر اعصــــــــــــــــاب رفته ام

قرص و دوا و نسخه و کپسول،مضجک است

یک ، دو ، و تا شـــماره ی پرتاب رفته ام

ساعت فرار می کند از وقت قرص تلخ

با قرصـــــــــــــهای تلخ ، فقط آب رفته ام

من چشم و گوش بسته ترین ماهی ام که زود

با پیچ و تاب طعمه ی قــــــــــلاب رفته ام

چیزی نمانده فاجعه بالا بیاورم

حالا که تا تشنج اعصــــــــــــــاب رفته ام

یونس نبود طعمه و من کور خوانده ام

افسوس ناشیانه و بیتـــــــــــــاب رفته ام

گاهی شبیه گوشه ی شلوار پیرمرد

شاید مچاله در کش جـــــــــوراب رفته ام

گاهی به اشتباه برای حراج ماه

در لابه لای جعبه ی اسبـــــــــاب رفته ام

من لقمه کرده ام بدنم را برای مرگ

با دستهای حــــــــــادثه ، در قاب رفته ام

من را شبیه یک ورق از شمس تا کنید

یادم کنید حال که در خــــــــــواب رفته ام

 

...